ابو القاسم سلطانى

361

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 2718 جو صحرائى Hordeum murinum L . گياهى است يك ساله از خانواده گندميان ، ساقه خوابيده به درازاى 40 - 20 سانتيمتر زيان‌ها نامساوى ، داسه‌ها ارّه‌اى ، ارزش غذائى آن زياد نيست . از علوفه بالغ و خشك شده براى تغذيه حيوانات استفاده مىشود . Code - 2719 شعير ( جو ) Hordeum vulgare L . گياهى است يك ساله از خانواده گندميان Gramineae ، ساقه افراشته ، به ارتفاع 50 تا 90 سانتيمتر و گاهى يك متر ، استوانه‌اى ، شياردار ، گره‌دار ، بدون كرك ، برگ‌ها به رنگ سبز خشن ، متناوب ، خطى نوك‌تيز به درازاى 30 - 20 سانتيمتر و پهناى يك سانتيمتر ، در قاعده غلاف‌دار كه ساقه را در بر مىگيرد . سنبله‌هاى جو در ارديبهشت تا خرداد در راس ساقه ظاهر مىشود . هر سنبلك آن از يك گل تشكيل شده است و هر سه سنبلك در يك محفظه جاى دارد و در هر گرهى دو محفظه وجود دارد لذا مجموعه گل آذين شامل 6 رديف سنبلك است كه در اين‌گونه هر 6 رديف باردار و زايا و دو رديف متقابل داراى برجستگى كمتر است و بدين ترتيب از گونه Hexasticum تميز داده مىشود . ميوه گندمه - تخم‌مرغى رگه‌دار ، انتها مدور و به واسطه دو ريشك بلند روى دانه ( ميوه ) از گندم تشخيص داده مىشود . پراكندگى در ايران : آستارا ، تبريز ، شرق اصفهان ، دورود ، اهواز ، بوشهر ، پرسپوليس ، جيرفت و تربت حيدريه . واژگان ، تاريخچه و نظريات پزشكان سنتى : نام جنس گياه Hordeum واژه لاتينى قديم به معنى جو مىباشد و نام گونه معمولى بودن گياه را مىرساند . جو اولين گياهى است كه بشر به كشت آن اقدام نموده و سابقه آن به دوران نوسنگى يا عصر حجر جديد ( Neolitic ) كه انسان از سنگ به عنوان ابزار كشت استفاده نموده است مىرسد . نام سنسكريتى و اوستائى آن " يو " Yava به معناى " مايه زندگى و نگهدارنده زندگى " ( واژه‌هاى اوستا شماره 1163 ) است يكى بودن نام اوستائى و سنسكريتى مبين آن است كه شاخه‌اى از نژاد آريا كه در عهدى كهن به هند و نجد ايران وارد شده اين گياه را مىشناخته است . در فرگرد 3 ونديداد صفحه 370 چنين آمده است " كسى كه غله ( جو و گندم ) را بكارد راستى را مىكارد " به زبان پهلوى و هندى آن را جو Jav به پازند Juv و Juva و به پارسى ميانه آن را " جو " و اعراب آن را شعير ناميده‌اند .